در روزگاری که هنوزکالر آیدی به شبکه ی مخابراتی ولات ما شرفیاب نشده بود اتفاقی افتاد که ما اینک و در این لحظه بیش از تمامی جهانیان قدر این مهم را می دانیم و سپاسگذار مخترع و دستنکاران اجرایی نصب این تکنولوژی برتر هستیم زیرا که در یکی ازبعداز ظهر های گرم تابستانی آن روزگار وقتی که همه ی اهالی منزل سرگرم کلنجار رفتن با بستنی های نیمه اب شده ی خود بودن، تلفن منزل چندین بار به صدا در آمد و ما بر آن شدیم تا اهالی منزل را که سخت مشغولند راحت گذاشته و خود مسئولیت خطیر پاسخ گویی به شخص شخیص آنور خط را بر عهده گیریم لذا از جا برخاسته بستنی به دست به سمت تلفن ضربتی حرکت کرده و گوشی به دست منتظر جناب صدا شدیم !
اما دریغ از کلمه ایی !
لذا کمی لحن گفتمانمان را جدی کرده و با جدیت تمام اعلام داشتیم :بفرمایید ؟
جناب صدا با لحنی آرام و ایضا و دقیقا اسلو موشن سر به سخن دادن این چنین :
سلام .ان شا الله حالتان خوب اس ببخشین مزاحم اوقات شریف شدم پدرتون تشریف دارند ( تمام کلمات و جمله های این مکالمه را کاملاآرام کشیده ،و باز هم کشیده ادا کنین تا بتوانید تجسمی نزدیک به واقع از اتفاق در ذهن بپرورانید !این چنین س لا م ان شا الله که حا لتان خوب اس ب ب خ شین م زاحم او قات شریف شدم پ د ر تو ن تش ر یف د ا ر ن د )
از لحن صدا و گفتار مضحک و بی مزه ی جناب صدا تشخیص آشنا داده و دست ایشان را خوانده و سعی در پاتک زدن نموده زیرا که ماچشم ترس گشته بودیم از آن جهت که (گفتن ندارد اما چندین بار از دست عمو و دایی و پسران وابسته سر کار رفته بودیم اساسی ! )ما نیز همانند طوطی لحن و گفتار را تقلید کرده درحالی که هر دفعه هم گازی به بستنی آب شده یمان می زدیم و ملچ و ملوچی از روی قصد مرتکب می شدیم تا حال جناب صدا اساسی گرفته و بد شود و پشت دستش را داغ کند برای چنین خطاهایی، این چنین پاسخ دادیم :
س لا م .شما چطو ر ی د ال حم د لله ؟ پ در م ا ن ت شریف دا رند اما دستشان بند است و دارند بستنی می خورند شما ام ر تون را بفرمایید؟
در خیال خود بسی خرسندو مست غرور بودیم به کشف استعداد خود در این زمینه از آن جهت که این چنین طوطی وار مقلد خوبی هستیم !
توجه منزل نیز کم کم به گفتگوی ما با جناب صدا جلب شد و همه مشتاق بودند بدانند جناب صدا کیست و من در ادامه ی صحبتم متوجه ته صدا شده جناب عمو را تشخیص دادم .
جناب صدا : یعنی ای شان نمی توا نند صحبت کنند حتی برای لحظه ایی
ما: ن خیر .ایشان نمی توانند صحبت کنند حتی برای لحظه ایی !
پدر که حسابی حوصله شان از این گفتگوی کسل کننده سر رفته بود و منتظر بودند تا قصد واقعی تماس گیرنده را بدانند از ما خواستند تمامش کنیم و ما همان طور که گوشی دستمان بود و برای اینکه به عموی عزیز برسانیم که لو رفته اید و اینبار نه مثل همیشه است اعلام داشتیم :
ای بابا عمو است .غریبه نیس .داره مسخره بازی در می یاره .همه کلمه ها را می کشه و منم دارم اداشو در می یارم خیلی خنده دار حرف می زنه شما هم بیایید گوش کنین !!!
جناب صدا تمام این مکالمات ما با منزل را شنیده و اعلام داشتن :
ش رمنده مزا حم اوقات شریف شدم به پدر س لا م بنده را برس ا نید بفر ما یید" نصر" ت ما س گرفت .
با خنده گفتم کی تماس گرفت؟ دست بر دار عمو ! لو رفتی دیگه
جناب صدا: به ایشا ن بفرمایید می شناس ند
با تردیدو کمی شک در حالی که هم من و هم جناب صدا گوشی در دستمان بود رو به پدر کرده و گفتم : شما نصر می شناسین ؟
پدر : آره .و یهو از جا پریده و فریاد زدن نصر بود ؟
ما گویی آب جوش بر سرمان ریخته ،از صدای فریاد رعشه به تنمان افتاد و ببخشیدی آهسته و سرشار از شرمندگی در گوشی زمزمه کرده و گوشی را گذاشتیم و با چهره ایی بر افروخته از خجالت به سمت اتاقمان جاری شدیم و تا چندین هفته کابوس این واقع شده بود نقل خوابها و یاد آوری خاطرات ما !و هنوز که هنوز است بعد از چندین سال همچنان ریز به ریز مکالمه در یادمان هست و هر باربا یاد آوری این جریان عرق سردی بر چهره و صورتمان نمایان می شود از باب شرمساری
بعدها فهمیدیم این جناب نصر دارای شرکت بزرگ تجاری ویکی از سرمایه داران کله گنده در داخل و خارج از ایران است و آن شب کاره خیلی مهم و کاری با پدر داشته و لحن و نحوه ی گفتارشان ذاتا این چنین است و قصد هیچ مزاح یا شوخی نداشته
و باز خدایمان را شاکریم زیرا که گمان به اشنا برده و فقط طوطی مقلد گشتیم
چنان که در آن زمان ما در برخورد با مزاحمان غریبه ی تلفنی راه کار دیگری داشته و صور اسرافیل می شدیم و با نی لبک و صدای نخراشیده اش فوتی عمیق می دمیدیم در گوشی تا درسی شود برای خودش و سایرین
و ما مدیون کالر آیدی هستیم به پاس جلوگیری از خطاها و رسوایی های این چنین
و به حق شوالیه ی سیاهی است و نجات دهنده ی رسوایی هایی از این قبیل !
و ما کم الکی پدیده نشده ایم !
خود نویس: منتظر باشید .این حکایات تمامی ندارد و بسیارند!
خودنویس:این حکایت آن چنان که باید به دل خود ما ننشست و ما را راضی ننمود .مراتب شرمساری این جانب را جهت پایین بودن کیفیت پذیرا باشید .
آقا معلم ما هنوز در تدارک برای سورپرایز کردن شما هستیم . و هنوز در گل مانده ایم. مراتب شرمساری این جانب را دوباره و این بار با آغوش گرم پذیرا باشید . ![]()


