تبليغاتX
سقف شکسته - ما چگونه ما شدیم !
ما چگونه ما شدیم !
حال که ما به پدیده بودن خود به طور واضح واقف شدیم و شما را هم از این مهم  آگاه ساختیم حیفمان آمد با پدیده ایی شگرف تر و در  مقیاس وسیع تر آشنا یتان نکنیم و آگاهتان نسازیم ( هر چند خود به قدر نیاز و فراتر از آن آگاهید . )

لذا  امشب بر آنیم تا با شما از سرزمین آبا و اجدادیمان سخن برانیم . لذا به این نکته هم واقفیم که وقتی کارمان از دریا دریا خون گریه کردن می گذرد چاره ایی جز خندیدن نمی ماند !

ما مفتخریم در سرزمینی زی می کنیم که  سالهاست خصایص خود را به قدر کفایت و با کیفیت بالا چون مرواریدی در صدف محفوظ داشته ایم  . آن طور که ،هنوز که هنوز است پس از گذشت سالیان دراز دعای کوروش کبیر  مستجاب نشده و کار گر نیفتاده است .

کوروش کبیر ،ما بسیار در روی شما خجل هستیم زیرا که کشور مان هنوز با خشکسالی و دشمن و دروغگو سر و کار دارد . نه تنها در امان نیس بلکه روز به روز به شمار این صفت وراثتی ایرانی افزوده می شود و این صفت اینقدر جا افتاده که دیگر خطر تلقی نمی شود ! .سرورم .شرم ساری ما را با آغوش باز پذیرا باش که ما ایرانی هستیم و بی تقصیر !

گوشه چشمی از این صفت موروثی : وزیر کشور محترم که مدرک تحصیلی خود را دکترا اعلام کرده و بعدا کاشف به عمل آمد ایشان لیسانس را هم به زور گرفته اند !!!!(وزیر کشور و این چنین ! وای به حال ما و شما ! کوروش همچنان دعاگویمان باش شاید روزی افاقه کند هر چند  چشممان آب نمی خورد !)

از اینکه تا به امروز خدا با ما بوده و سرزمین مان نسبت نصبی نزدیکی با لوک خوش شانس داشته شاکریم .و امیدواریم در آینده نیز چنین باشد .زیرا همان طور که واقفین ما همیشه  بی برنامه و  بدون فکر با توکلت علی الله به پیش رفته و خدا را شکر تا به حال هر چند زمین خورده ایم و عقب مانده ایم اما هستیم به حول و قوت الهی !

و از آن جهت به آینده امیدواریم زیرا که راهی که در پیش گرفته ایم کم از قبل نداشته و نمونه ایی بی نظیر از صرف  فعل افتضاح با تمامی وزنها است   !(افتضحو یفتضحو افتضاح !!!)

گوشه چشمی از این خوش شانسی : ما بی برنامه  و بدون فکر و استراتژیک ۸ سال دفاع مقدس کردیم و اصلا به روی مبارکمان نیاوردیم که جنگ ، جنگ است نه بچه بازی !!! هزاران شهید نوجوان  که به شوق بازی های کودکانیشان  میدان جنگ را برای آزمودن زور و بازو انتخاب کردن .غافل از اینکه کیو ...کیو ..بنگ... بنگ آن میدان واقعی تر از یک بازی است .هزاران هزار تن خون آلود که شاید اگر کمی فکر و برنامه و آموزش داشتیم حال به جای بالیدن به  تن بی جانشان به وجود بی بدیل آنها می بالیدیم .کسی چه می داند ..

خواهانم احساس ثناگویی از این سرزمین را در شما بر انگیزم لذا آن روز رایاد آور می شوم که مظهر مکتب سرمایه داری و ابر قدرت لعین شده از سوی ما از فرسنگها فرسنگ فاصله تصمیم به تصرف همسایه ی نگون بخت ما می کند و با هزاران سرباز آموزش دیده و بامهارت  موفق به تصرف می شود ! هزاران سربازی که ملیونها نیاز دارند  غذا و آب و مکان و مهم تر از آن انگیزه !(تو خود حدیثه واقع بخوان از این مجمل (نمیدانیم ضرب المثلمان را  درست بیان نموده ایم یا نه حال شما صحیح آن را با خود زمزمه کنید  ! ) 

و با شما مرور می کنیم دفاع مقدس خودمان را آن هنگام که در بی سیم سراغ نخودچی کشمش می گرفتن و با اضطراب اعلام می کردن حاجی بچه ها گرسنه اند ! و خدا می داند چند نفر در این کار زار از نیازهای اولیه بشری جان به جان آفرین تسلیم کرده اند قبل از نوشه جان کردن آهن پاره های دست ساز بشری ! .....خدا می داند

ما به اینکه کشوری مسلمان هستیم شک نداریم و همچنین به مسلمانی خودمان و برای اعتبار این گفتیمان  سخن حضرت علی را ملاک صحبت خود قرار می دهیم که فرموده اند:

هر که دو روزش مثل هم بود مسلمان نیس !

 و ما مسلمانیم  چون دو روزمان مثل هم نیست .فقط علاقه ی ما به عقب و عقب ماندگی  باعث شده هر روزمان بد تر از دیروزمان باشد (آخر توقع بی جا هم داریم زیرا که ما  صا ایران نیستیم ! )(واترقیده ایم خیر سرمان !)

ما به پدیده بودن سرزمینمان بیش از پدیده بودن خود ایمان داریم چرا که بی هیچ مکتب اقتصادی ،کشتی اقتصاد کشور  را ۳۰ سال در  دریای متلاطم جهان در یک مکان حفظ نموده و خرسندیم از اینکه هنوز غرق نشده ایم .

شرح این واقع این چنین است که ناخدایانی که به عرشه ی  این کشتی دخول یافته اند  هر یک مسیری و مکتبی را می پسندیده اند و به مزاجشان خوش می آمده لذا سکان کشتی را به همان سمت تابانیده و هدایت می کردند

بنی صدر با دید کمونیستی کشتی را به پیش برد !رفسنجانی با مکتب سرمایه داری ما را از راه نیمه رفته ی بنی صدر باز گرداند و مسیرتازه ایی در قطب مقابل او پیمود .خاتمی راه رفسنجانی را با سرمایه داری مدرن پیش برد و حال احمدی نژاد  با دید کمونیستی مسیر تازه ایی در پیش گرفته و به سمت توزیع فقر موجها را می شکافد و به پیش می رود . و پس از بررسی دقیق  و بررسی جغرافیای کشتی می بینیم هنوز بر سر جای خود لنگر انداخته ایم .

و پدیده بودن  کشور ما به ثبت رسیده  آنچنان که نقل شده هیچ منتقدی نتوانسته مکتب اقتصادی ایران را تشریح توجیه و بشناسد و مسیری برایش بیابد ! و ما خود هنوز نمی دانیم مسیر کجا است و خواهان رسیدن به کجا ایم !!!!!!!!!!!!!

ما در کار کشورمان مانده ایم که  با عنوانی که معرفی می شود بیگانه است !
اسلامی است در حالی که  مکتب اقتصادی اسلام  سرمایه داری مدرن (مابین کمونیست و سرمایه داری مطلق ) است و هدف اصلی آن کاهش تضاد طبقاتی است  که در حال حاضر رو به سوی کمونیست دارد !

جمهوری است و مدعی دموکراسی در حالی که یکی از اصول اولیه و پایه ی دموکراسی آزادی بیان ،روزنامه های خصوصی ، شبکه های خصوصی رادیویی و تلویزیونی است .حال اینکه تمامی آزادی های بیان ما زندانی حکومتند به حکم آنکه حکومت ،مردم است !!!!

ما مفتخریم که با اعتماد به نفس کامل کوره راهها و سیاستهای زمین خورده ی کشورهای دیگر را تکرار می کنیم با باور  به این رویای ماخولیایی ناخدایمان که ما تافته ی جدا بافته ایم و شاید برای ما کار ساز افتد !

و این چنین است و چنان که ما ، ما شده ایم !!!!

 

حال که سفره ی دلمان را گشوده ایم  دلمان نمی آید از مقایسه ی کشورمان با کشوری لعین چشم بپوشیم  حال که مجالی نیافتیم این حکایت و ادامه ی حکایت امروزمان  را به روزی دیگر و پستی دیگر موکول می کنیم !

خودنویس: مردیم از بس خندیدیم !!!

خودنویس: دست روی دلمان نگذارید که خون است ..چه بگوییم که از ماست که بر ماست !!!!

خودنویس: لطفا کمی آرامتر و با صدای کمتر قهقه بزنید !!!!!( مردم در خواب غفلت به سر می برند مبادا بد خواب شوند ! سپاسگذارم !)

خودنویس : چیزی قرار بود اینجا نوشته شود که بسیار به نظرمان مهم آمد اما متاسفانه فراموش کردیم ! اگر به یاد آوردیم اضافات می دهیم !

خودنویس :...........

خودنویس: بخت ما اگر بخت بود   دست خر واسه خودش درخت بود !

خودنویس:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت22:30توسط خودنویس ! |